|
فاصله ی بین من و شما فقط یک کلمه است.......
یه سلام آبی آخه امروز بارون اومد...واسه همین هم یه کم دلم گرفت هم خیلی لذت بردم...دلم می خواست ساعت ها زیر بارون بشینم اما درس و مدرسه نذاش.حالا هم شب شدو اومدم چند تا مطلب بنویسم.خوب این روزا چون روزای اول شروع وب لاگم هست می خوام یه کاری کنم مشتری شین 
خوب با چند تا مطلب چه طورین؟؟!! امیدوارم خوشتون بیاد و تکراری نباشه
*****آخرین نفس***
دیگه رو شونه های من جایی نمونده واسه تو
همین آلان می خوام بگم از جلوی چشام برو
بزار دیگه تنها باشم تو سرزمین بی کسی
دیگه نمی خوام که بگم، برای من مقدسی
حتی اگه از راه نمی آمد
من تا ابد کنار تو می ماندم
من تا ابد ترانه های عشقم را
در آفتاب عشق تو می خواندم
در پشت شیشه های اتاق تو، آن شب
آن شب نگاه سرد و سیاهی داشت
دالاب دیدگان تو در ظلمت، گویی
گویی به عمق روح تو راهی داشت
رنگ چشای روشنت
مثل ستاره تو شبت
این دل بیقرار من واسه نگاهت می تپه
اما دیگه نمی تونم
اما دیگه نمی تونم، یک لحظه اینجا بمونم
می خوام تا آخرین نفس
می خوام تا آخرین نفس، شعرهای غمگین بخونم
می خوام تا آخرین نفس، شعرهای غمگین بخونم
 |