تبليغاتX
...دنياي كوچيك من...
...دنياي كوچيك من...

***خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست! دوست داشتن داشتني هاست***


 

شاد بودن هنر است

 شاد کردن هنری والاتر

 

لیک هرگز نپسندیم به خویش

 

که چو یک شکلک بی جان شب و روز

 

بی خبرازهمه خندان باشیم

 

 

 

 

 

                         بالهايت را كجا گذاشتي؟؟؟؟

 

پرنده بر شانه هاي انسان نشست.

 

انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت:

 

اما من درخت نيستم.تو نمي تواني روي شانه ي  من آشيانه بسازي.

 

پرنده گفت:من فرق درختها وآدمها را خوب مي دانم.

 

اما گاهي پرنده ها و آدمها را اشتباه مي گيرم.

 

انسان خنديد و اين به نظرش خنده دار ترين اشتباه ممكن بود.

 

پرنده گفت:راستي چرا پر زدن را كنار گذاشتي؟؟

 

انسان منظور پرنده را نفهميد و باز هم خنديد.

 

پرنده گفت:نمي داني در آسمان چقدر جاي تو خاليست.

 

انسان ديگر نخنديد.انگار ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد.

 

چيزي كه نمي دانست چيست.شايد يك آبي دور.يك اوج دوست داشتني...

 

پرنده گفت:غير از تو پرنده هاي ديگري را هم مي شناسم كه پر زدن يادشان رفته

 

درست است پروازبراي پرنده ضرورت است امااگر تمرين نكند فراموش مي شود.

 

پرنده اين را گفت و پر زد.

 

               

انسان رد پرنده را دنبال كردتا اينكه چشمش به يك آبي بزرگ افتادو

       

ياد آورد كه روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بودو

 

چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد.

 

آن وقت خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت:

 

يادت مي آيد كه تو را دو پا و دو بال آفريده بودم؟

 

زمين و آسمان هر دو براي تو بود اما

 

تو آسمان را نديدي.راستي عزيزم

 

                       بالهايت را كجا گذاشتي؟

 

انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي  را احساس كرد

 

آن وقت رو به خدا كرد و گريست.... 

  

    

    

 

سه شنبه 25 بهمن1384 توسط دوست تو |

    

      بخشودگی اهل گنه در صف محشر

                       وابسته به یک گردش چشمان حسین است

    

      

مرگ از زندگي پرسيد:

 اين چه حكمتي است كه باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه كنم ؟! 

 

 زندگي لبخندي زد و گفت: 

 

 دروغ هايي كه در من نهفته است و حقيقت هايي كه تو در وجودت داري

 

            

 

نیما جون۱۶ بهمن به عبارت دیگه امروز که روز تولدت بود و

 

 ۹ سالت شد بهت تبریک می گم..

 

ایشالا صد سال زنده باشی وخیلی دوستت دارم

 

                        

سه شنبه 11 بهمن1384 توسط دوست تو |

...تولدت مبارك....

عزيز من گل من تولدت مبارك...تولدت مبارك

 

رو سقف اين اتاقت يه عالمه ستاره

 

مي خوان تولدت روجشن بگيرن دوباره

 

وقتشه كه فوت كني شمعا رو خاموش كني

 

شادي و مهمون كني رنج و فراموش كني

 

نگاه نكن اينقده تو آينه خودت رو

 

بيا ببر عزيزم كيك تولدت رو

            

          دنيا جون عزيز من تولدت رو تبريك ميگم..هميشه زنده باشي

دوشنبه 10 بهمن1384 توسط دوست تو |



آمده ام تا بنویسم برای گفتن ناگفته ها
برای زیستنی دیگر گونه
برای اندیشیدنی متفاوت
برای پرواز تا اوج
برای ویران کردن باورهای دست و پاگیر
و می نویسم برای ساختنی دوباره....

سلام.من پگاه هستم اهل شیراز. يه دختر دانشجو متولد ماه تیر...خیلی هم رمانتیک و با احساسم...

همه رنگها رو دوست دارم چون هر رنگ زیبایی خودشو داره ولی بیشتر از همه سفید و قرمز و سبز لیمویی...توی خوردنی هم طعم ترش و کاکائو و پفک...ضمنا عاشق هندونه هستم

دوست دارم وقتی میای اینجا نظرتو در مورد وبلاگ و مطالب بدی و دوست دارم حتما مطالبو بخونی بعد نظر بدی

به امید روزی هستم که همه با هم دوست و مهربون باشن...و می دونم من و تو اگه بخوایم می تونیم بهترین دوستای هم باشیم..تو همین دنیای کوچیکمون...!

و در آخر این وبلاگ تقدیم به تمامی قلب های کوچک که دارای آرزوهای بزرگ هستن


طالع بینی و تعبیر خواب

RSS 2.0

Designed By ParsTheme