هر كدام ازما آدما نردبان آرزويي داريم...نردباني كه فقط براي ماست نرباني كه
براي هر كس با كس ديگر فرق دارد.نردباني كه ممكنه بشكنه ممكنه گم بشه و
ممكنه....نردباني كه گاهي اين قدر بلنده كه با بلندترين نردبان هاي دنيا هم نميشه به
اون رسيد و گاهي اون قدر كوتاه هست كه هر دستي مي تونه به اون برسه.
نردبان آرزوي ما همون انتظارهاي ما هستند.انتظار ما از زندگي از خودمان و از
دنياي اطرافمان.....انتظارهايي كه گاهي درست و به جا نيستند و گاهي دور و
دست نيافتني هستند.
بعضي از ما آدما فكر مي كنيم كه هر قدر نردبان آرزوهايمان بلندتر باشه آدم
حسابي تري هستيم ولي نمي دونيم كه گاهي اين بلند بودن باعث پرت شدن نابود
شدن وگم شدن ما مي شه...
پله هاي نردبان آروزي ما را خيال ما مي سازه.پله هايي كه گاهي اون قدر سست
هست كه با كوچكترين تكان مي شكنه و خرد مي شه و گاهي.....
پس بيا به اين فكر نكنيم كه نردبان آرزوي ما چقدر بلند هست و يا چند تا پله داره
بيا به اين فكر كنيم كه چطور پله هاي اونو محكم بسازيم....اون قدر محكم كه هيچ
دستي نتونه اون رو بشكنه.....
 |