تبليغاتX
...دنياي كوچيك من...
...دنياي كوچيك من...

***خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست! دوست داشتن داشتني هاست***


به نام خدايي كه در اين نزديكي است....

 

سلام به همه ي شما كه واقعا براي من يه دلگرمي بزرگ هستيد و اگه استقبال شما

نبود منم اين قدر به اين وب لاگ اهميت نمي دادم

خوب راستش اين بار اومدم بگم كه ديگه مدتي نيستم و حسابي امتحان دارم و ايشالا

 حدود ۱ ماه ديگه آپ مي كنم و دوست دارم وقتي بر مي گردم ببينم چقدر منو

خوشحال كرديد البته هر طور شده بازم مي يام و يه سري مي زنم چون همون طور

 كه گفتم يه جورايي با خوندن نظراتون احساس دلگرمي مي كنم...

باور كنيد الانم كه مي خوام براي مدتي برم يه جورايي دلم گرفتهاما اين يك

 ماه هم زودي مي گذره ايشالا و مي يام آپ مي كنم...فقط يه خواهش بزرگ

دارم كه دعام كنيد تا امتاحانامو خوب بدم...

و اما در آخر حرفام هم اين فلش خيلي زيبا از مرجان كه خودم هم خيلي اين آهنگو

 دوست دارم به شما تقديم مي كنم

  http://204.15.8.180/flashf/marjan.html

دوستتون دارم و مثل هميشه منتظر نظراي پر محبت و گرمتون هستم....

همتون رو به خدا مي سپارم تا بعد

                

 

شنبه 23 اردیبهشت1385 توسط دوست تو |

نردبان آرزوهاي ما آدمها

                       

هر كدام ازما آدما نردبان آرزويي داريم...نردباني كه فقط براي ماست نرباني كه

براي هر كس با كس ديگر فرق دارد.نردباني كه ممكنه بشكنه ممكنه گم بشه و

ممكنه....نردباني كه گاهي اين قدر بلنده كه با بلندترين نردبان هاي دنيا هم نميشه به

اون رسيد و گاهي اون قدر كوتاه هست كه هر دستي مي تونه به اون برسه.

نردبان آرزوي ما همون انتظارهاي ما هستند.انتظار ما از زندگي از خودمان و از

 دنياي اطرافمان.....انتظارهايي كه گاهي درست و به جا نيستند و گاهي دور و

 دست نيافتني هستند.

بعضي از ما آدما فكر مي كنيم كه هر قدر نردبان آرزوهايمان بلندتر باشه آدم

حسابي تري هستيم ولي نمي دونيم كه گاهي اين بلند بودن باعث پرت شدن نابود

 شدن وگم شدن ما مي شه...

پله هاي نردبان آروزي ما را خيال ما مي سازه.پله هايي كه گاهي اون قدر سست

هست كه با كوچكترين تكان مي شكنه و خرد مي شه و گاهي.....

پس بيا به اين فكر نكنيم كه نردبان آرزوي ما چقدر بلند هست و يا چند تا پله داره

بيا به اين فكر كنيم كه چطور پله هاي اونو محكم بسازيم....اون قدر محكم كه هيچ

دستي نتونه اون رو بشكنه.....

                   

سه شنبه 19 اردیبهشت1385 توسط دوست تو |

سلام به همه ي دوستاي خوبم

 

اول يه معذرت مي خوام واسه اينكه دير آپ كردم..به خدا اين روزا خيلي امتحان

 

دارم..به هر حال ببخشيد...خوب حالا براتون يه شعر زيبا دارم

 

راستش همه ي ما دوست داريم زودتر بزرگ شيم اما وقتي هم بزرگ شديم دوست

 

 داريم دوباره به دوران جوانيمون برگرديم..پس بيايم من و تواز اين لحظه ها به

 

خوبي استفاده كنيم تا بعدا پشيمون نشيم...شايد با اين شعر منظورمو بهتربفهميد.اگه

 

 شماهم حرفي داشتيد به من حتما بگين خوشحال می شم

 

  

تفاوت

 

 

درون آینه یک زن

 

زخود پرسیدآیا من

 

همان بودم که اکنونم

 

همین اینم که آن بودم

 

*

بگو پس خنده هایم کو؟

 

کجایند که نمی بینم

 

 

چرا اینقدر تنهایم

 

که تنها تکیه گاه من

 

دو خط شعرو کمی گریه

 

واین آهی که می بینم

 

*

چه آمد بر سرم اینک؟

 

که اینسان زار و غمگینم

 

تمام شب نمی خوابم

 

فقط کابوس می بینم

 

چرا اینگونه دلگیرم؟

 

 

 

کجا رفت آن عروسک ها

 

چه شد آن خواب های من

 

بگو آن دختر شادی

 

که می خند ید، من بودم؟!!

 

 

 

 

                      

جمعه 8 اردیبهشت1385 توسط دوست تو |



آمده ام تا بنویسم برای گفتن ناگفته ها
برای زیستنی دیگر گونه
برای اندیشیدنی متفاوت
برای پرواز تا اوج
برای ویران کردن باورهای دست و پاگیر
و می نویسم برای ساختنی دوباره....

سلام.من پگاه هستم اهل شیراز. يه دختر دانشجو متولد ماه تیر...خیلی هم رمانتیک و با احساسم...

همه رنگها رو دوست دارم چون هر رنگ زیبایی خودشو داره ولی بیشتر از همه سفید و قرمز و سبز لیمویی...توی خوردنی هم طعم ترش و کاکائو و پفک...ضمنا عاشق هندونه هستم

دوست دارم وقتی میای اینجا نظرتو در مورد وبلاگ و مطالب بدی و دوست دارم حتما مطالبو بخونی بعد نظر بدی

به امید روزی هستم که همه با هم دوست و مهربون باشن...و می دونم من و تو اگه بخوایم می تونیم بهترین دوستای هم باشیم..تو همین دنیای کوچیکمون...!

و در آخر این وبلاگ تقدیم به تمامی قلب های کوچک که دارای آرزوهای بزرگ هستن


طالع بینی و تعبیر خواب

RSS 2.0

Designed By ParsTheme