|
سلام به همه ی دوستان عزیز و گلم 
اومدم اینجا تا از همگی خداحافظی کنم و برم دور درس و مشقم
فردا شنبه 24/6/85 من می رم به مقطع پیش دانشگاهی
وای دیگه خودتون می دونین چقدر باید درس خوند و زحمت کشید تا یه جای خوب قبول شد
دوست دارم 10 ماه دیگه که اومدم ببینم چند تا از دوستام به یادم بودم
همتونو دوست دارم و تو رو خدا دعا یادتون نره که انشاالله بیام و بگم :
من رشته مورد علاقم قبول شدم....
خدایا خودت کمکم کن
کمکم کن تا با اراده بشینم درس بخونم....
خدا جون می دونم مهربونی و خودت کمکم می کنی
پس تصمیم می گیرم
تصمیمی به ارزش یک زندگی......
(خودتونو جای من بذارید که باید از خیلی تفریحاتم بزنم و اون وقت دعام کنید)
پس التماس دعا شدیدا...

خب حالا یک مطلب هم براتون می ذارم
ببینید چه عکس قشنگش پیدا کردم!نمیدونم داستانش رو شنیدی یانه.
میگن یه جا خشکسالی شده بود مردم با ایمان و مهربون اونجا که همه با هم همدل و دوست بودند
رفتند زیر آسمون تا برای آمدن باران دعا کنند اونها اونقدر مطمئن بودند و به خدا ایمان داشتند که با
خود چتر بردند و این یعنی آخر ایمان....!

***من رفتم خدانگهدار تا ۱۰ ماه دیگه انشاالله.....***
|