|

سلام عرض شد
بعد از عید كه دوباره راهی دانشگاه علوم پزشکی بندرالعباس شدیم
به محض ورود رفتیم یک جفت کفش all star خریدیم تا در دانشگاه بپوشیم
چند روزی با کفش نو در مسیر دانشگاه و خوابگاه تردد می کردیم
تا اینکه یک بنده ی خدا دلشان در کفش بنده رفته بوده
ما هميشه کفش all starمان را جلو در سوییتمان جفت کرده يا نكرده بوديم
تا اينكه آن شب شوم فرا رسيد 
صبح ساعت ۷ صدايي دائم مي گفت پاشو پگاه پاشو ساعت هفته
برخيزيديم و عين جت آماده شديم تا از سرويس جا نمانيم
هم اتاقي ها همه رفته بودند.من آخرين نفر بودم
در سوييت قفل كرديم و نگاهي به پايين و...
بله ديديم كفش شيك all starمان نبود
همه جا گشتيم اما اصلا نبود كه نبود كه نبود 
درون دلمان گفتيم حتما توطئه اي از سوي دوستان بوده
يك كفش ديگر پا بكرديم و برفتيم
به هركي بگفتيم مارا سر كار نذاشته قسم رو قسم كه ما نبوده ايم
تا اينكه فهميديم دزديده شده 
به پيشنهاد چند تن از دوستان بيكار رفتيم هر 4تا بلوك خوابگاه از طبقه اول تا 4 كه هر طبقه 8 سوييت داشت شروع كرديم به گشتن يواشكي در جا كفشي هاي مردم
متاسفانه نبود 
از آن ماجرا تا امروز ما در غم از دست دادن اين كفش عزيز غصه داريم
هميشه به پاي همه نگاه مي كنم تا بلكه كفشم را ببينم اما نيست 
احتمالا آن دزد عزيز با كفشمان به جزاير لانگرهانس رفته و غيب شده
از آن موقع من و هم اتاقيهايم هر شب يك لنگه از هر كدام از كفشهايمان را محض احتياط داخل سوييت ميبرديم
خلاصه ديگر رنگ كفشمان را نديديم كه نديديم كه نديديم...!!!
عزیزانی که دوست دارند برای بنده کفش بخرند نظر بدهند

پی نوشت:
راستي اگه می بینید دیر دیر آپ می کنم دلیل داره.می دونید شکم که گشنه باشه مخ زیاد کار نمی کنه
|