تبليغاتX
...دنياي كوچيك من...
...دنياي كوچيك من...

***خوشبختی داشتن دوست داشتنی ها نیست! دوست داشتن داشتني هاست***


عجب زمانه ايست

عجب زمانه ايست اين روزگاران كه كبوتران وحشي به برج تنهايي گريخته اند و محبت را در بسته هاي كوچك و بزرگ مي فروشند...

عجب زمانه ايست اين روزگاران كه دست محبت و عشق را با عاشقش جدا مي كنند و خنده ها طعم گريه دارند...

روزگاريست كه پسر در عزاي پدر شادي را كراهه مي كند و لاشه خوران بر سر جسدها اشك تمساح مي ريزند.... 

روزگاريست كه زن صفتانِ مردنما دلقكي و رقاصي را هنر نام نهادند و به راستي كه محبت را در كتاب لغت جستجو بايد كرد....

پي نوشت:

ما را به دعا کاش فراموش نسازند           رندان سحر خیز که صاحب نفسانند

 

چهارشنبه 18 شهریور1388 توسط دوست تو |

all starماجراي من و کفش

 

سلام عرض شد

بعد از عید كه دوباره راهی دانشگاه علوم پزشکی بندرالعباس شدیم

به محض ورود رفتیم یک جفت کفش all star خریدیم تا در دانشگاه بپوشیمHippie

چند روزی با کفش نو در مسیر دانشگاه و خوابگاه تردد می کردیمHippie

تا اینکه یک بنده ی خدا دلشان در کفش بنده رفته بوده

ما هميشه کفش all starمان را جلو در سوییتمان جفت کرده يا نكرده بوديم

تا اينكه آن شب شوم فرا رسيد

صبح ساعت ۷ صدايي دائم مي گفت پاشو پگاه پاشو ساعت هفته

برخيزيديم و عين جت آماده شديم تا از سرويس جا نمانيم

هم اتاقي ها همه رفته بودند.من آخرين نفر بودم

در سوييت قفل كرديم و نگاهي به پايين و...

بله ديديم كفش شيك all starمان نبود

همه جا گشتيم اما اصلا نبود كه نبود كه نبود

درون دلمان گفتيم حتما توطئه اي از سوي دوستان بوده

يك كفش ديگر پا بكرديم و برفتيم

به هركي بگفتيم مارا سر كار نذاشته قسم رو قسم كه ما نبوده ايم

تا اينكه فهميديم دزديده شده

به پيشنهاد چند تن از دوستان بيكار رفتيم هر 4تا بلوك خوابگاه از طبقه اول تا 4 كه هر طبقه 8 سوييت داشت شروع كرديم به گشتن يواشكي در جا كفشي هاي مردم

متاسفانه نبود

از آن ماجرا تا امروز ما در غم از دست دادن اين كفش عزيز غصه داريم 

هميشه به پاي همه نگاه مي كنم تا بلكه كفشم را ببينم اما نيست

احتمالا آن دزد عزيز با كفشمان به جزاير لانگرهانس رفته و غيب شده

از آن موقع من و هم اتاقيهايم هر شب يك لنگه از هر كدام از كفشهايمان را محض احتياط داخل سوييت ميبرديم

خلاصه ديگر رنگ كفشمان را نديديم كه نديديم كه نديديم...!!!

عزیزانی که دوست دارند برای بنده کفش بخرند نظر بدهندنیشخند

پی نوشت:

راستي اگه می بینید دیر دیر آپ می کنم دلیل داره.می دونید شکم که گشنه باشه مخ زیاد کار نمی کنه

 

یکشنبه 15 شهریور1388 توسط دوست تو |

خدا منتظره دلت میاد؟

همیشه خیلی کم فرصت پیش می یاد برای جبران اشتباهات...

یا اون قدر سرمون شلوغ میشه که یادمون میره فکر کنیم که ما هم گناه کردیم و باید جبران کنیم اشتباهاتمون رو

اما خدا اون قد مهربونه که هر سال یه ماه بهت فرصت میده

تا دوباره برگردی پیشش

تا اگه اشتباه کردی تو این یه ماه جبران کنی

بهت فرصت میده چون دوست داره تو رو ببخشه

پس دلت می یاد به سادگی از این ماه بگذری؟

 

چهارشنبه 4 شهریور1388 توسط دوست تو |



آمده ام تا بنویسم برای گفتن ناگفته ها
برای زیستنی دیگر گونه
برای اندیشیدنی متفاوت
برای پرواز تا اوج
برای ویران کردن باورهای دست و پاگیر
و می نویسم برای ساختنی دوباره....

سلام.من پگاه هستم اهل شیراز. يه دختر دانشجو متولد ماه تیر...خیلی هم رمانتیک و با احساسم...

همه رنگها رو دوست دارم چون هر رنگ زیبایی خودشو داره ولی بیشتر از همه سفید و قرمز و سبز لیمویی...توی خوردنی هم طعم ترش و کاکائو و پفک...ضمنا عاشق هندونه هستم

دوست دارم وقتی میای اینجا نظرتو در مورد وبلاگ و مطالب بدی و دوست دارم حتما مطالبو بخونی بعد نظر بدی

به امید روزی هستم که همه با هم دوست و مهربون باشن...و می دونم من و تو اگه بخوایم می تونیم بهترین دوستای هم باشیم..تو همین دنیای کوچیکمون...!

و در آخر این وبلاگ تقدیم به تمامی قلب های کوچک که دارای آرزوهای بزرگ هستن


طالع بینی و تعبیر خواب

RSS 2.0

Designed By ParsTheme