با سلام خدمت دوستان عزیزم
از کجا براتون شروع کنم؟!!!
ساعت ۱۱ صبح سر کلاس بودیم یهو من یه سوال از استاد پرسیدم استاد اومد جوابم بده همه جا شروع کردن لرزیدن اما یواش
ماهم پریدیم تو حیاط...
دیگه هیچی نشد
گذشت و رفت شب شد....ما خوابیده بودیم
ساعت ۳ یهو حس کردم دونفر تختمو گرفتن دارن می لرزونن
توی گوشم صدای جیغ می یومد
یهو خون به مغزم رسید که آره زلزله هست
وای..........خیلی وحشتناک بود
مث جت از تختم کنده شدم و رفتیم درو باز کنیم
اما باز نمیشد
مث جت پریدم تو چارچوب در.......اما بازم آروم نداشتم
همچنان زلزله ی ۵ ریشتری ادامه داشت...برق هم نبود تاریک بود
باز هم مث جت رفتم از زیر تخت چمدان یک تنی را که کل اسباب اثاثیه و .... داخلش هست یک دستی به طرف
تخت بقیه پرتاب کردم و یه جای ۱ متری پیدا کردم و خودم رو مچاله کردم زیر تخت
جالب اینکه ما طبقه دوم هستیم
اگه قرار بود فرو بریزه ما هم به طبقه اول فرو می ریختیم
خلاصه زلزله بند آمد
همه به حیاط ریختند و عده ای غش کرده و دست و پایشان شکست
من و هم اتاقی ها همچنان در سوییت بودیم
سریع رفتم پنجره را باز کردم بیرون را نگاه کنم ببینم خونه خانوم کبابیان سالمه یا نه
همه هم اتاقیام داشتن از ترس گریه می کردن به جز من
یهو به هم اتاقیم گفتم بیرون رو ببین اتوبوس اومده دنبالمون
اونم اومد از پنجره نگاه کرد یهو دیدم زد زیر خنده
گفت پگاه دیوونه آتش نشانیه اومده ببینه اتفاقی نیفتاده
همون جا هممون زدیم زیر خنده
بعدش گروه امداد(رفیقام) اومدن دنبالم
گفتن چرا نمیای حیاط تو این ۴ تا بلوک فقط تو و هم اتاقی هات موندین پاشین بریم
ما هم رفتیم حیاط تا صبح یه ۲ تا پس لرزه اومد و تموم
دیوار خوابگاه ترک خورد
کلا بندر العباس ۳۰۰ تا مجروح داد 
گذشت و رفت دیدم همش داره پس لرزه می یاد
دیگه هر شب تو حیاط می خوابیدیم.من می ترسیدم
من بدبخت هم آمدم در برم پام به تختم گیر کرد و انگشت کوچک پای راستم در رفت
فرداش رفتیم بیمارستان و گفت در رفته
منم کوه کوه اشک می ریختم از ترس  
بعد رفتیم ارتوپدی تا انگشت بینوایم را جا بندازه
عکس رادیولوژی رو دید گفت بخواب تا بیام جا بندازم
منم همین جوری گریه می کردم
اومد گفت الان که دست می ذارم درد داره
گفتم نه
دوباره گفت گه می شه؟!!! ببین درد داره؟
گفتم نه!!! قبلش خیلی درد داشتم ولی الان ندارم
گفت خانوم پاشو برو شفا یافتی....پات جا رفته
همه پرسنل اورژانس می خندیدن
منم با گریه می خندیدم  
خلاصه این دفعه زلزله زده هم شدیم
باز هم خدا رو شکر سالمیم
پی نوشت:
دیروز جلو موهامو کوتاه کردم
روزهای زوج استخر می رم.الان شنای دوچرخه یاد گرفتم دیگه
دفعه بعد براتون عکس خوابگاه و سوییتمون می ذارم.نظر بذارین |